در 3 آگوست 2026، وضعیت ژئوپلیتیک در خاورمیانه به نقطه عطف بحرانی رسید. رئیسجمهور آمریکا با ادعای اینکه توافق چارچوبی در مورد تنگه هرمز تا حد زیادی به دست آمده است، اعلام کرد که بعد از ظهر همان روز مذاکرات با ایران را آغاز خواهد کرد. با این حال، بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در همان روز با قاطعیت اعلام کرد که وضعیت در تنگه هرمز «هرگز به وضعیت قبل از شروع درگیری باز نمیگردد». این بیانیه به ظاهر متناقض در واقع تفاوت های اصلی در مذاکرات فعلی و تجدید ساختار بالقوه قوانین حمل و نقل آینده را نشان می دهد و زنگ خطری را برای شرکت های تجارت خارجی به صدا در می آورد.
ترامپ به رسانههای ایر فورس وان فاش کرد که مذاکرات نه تنها درباره باز کردن تنگه بلکه عمیقاً با موضوع خلع سلاح هستهای ایران در هم تنیده است. وی تصریح کرد که متحدانی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی و همچنین ایران درخواست لغو حمله برنامه ریزی شده را داشته اند و معتقدند که این توافق «فقط یک قدم فاصله دارد». با این حال، واکنش ایران بیشتر عملگرایانه و تدافعی بود. بقاعی به صراحت اعلام کرد که ایران در حال مذاکره با عمان برای ترسیم مسیر کشتیرانی کاملاً جدید از طریق تنگه هرمز است. این مسیر نه مسیر موجود شمالی و نه جنوبی است، بلکه یک «مسیر جدید» است که بر اساس حاکمیت و منافع امنیتی هر دو طرف طراحی شده است. وی تاکید کرد که این توافق دوجانبه به باز بودن این تنگه ارتباطی ندارد و مدیریت آینده تحت سلطه ایران خواهد بود.



برای شرکت های تجارت خارجی، این به معنای تغییر ساختاری در قوانین ناوبری از طریق تنگه هرمز است. تعیین مسیر جدید می تواند کارایی عبور کشتی، نرخ بیمه و هزینه های لجستیک را تغییر دهد. اگرچه عراقچی وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که مذاکرات با عمان وارد مرحله نهایی شده است، اما کشورهایی مانند انگلیس، بلغارستان و اوکراین به صراحت اعلام کرده اند که در اقدام نظامی آمریکا علیه ایران شرکت نخواهند کرد که نشان از نگرش محتاطانه جامعه جهانی در قبال تشدید تنش ها دارد. متخصصان تجارت خارجی باید جزئیات مسیر کشتیرانی جدید، تغییرات در زمانبندی بندر و پویایی امنیت منطقهای را به دقت رصد کنند و طرحبندی زنجیره تامین خود را بهموقع تنظیم کنند تا خطرات اجرای قرارداد ناشی از عدم قطعیتهای ژئوپلیتیکی را کاهش دهند.